Forum ببندش  
 
 
  کیر غزل آباد  کیر غزل آباد  ترشحات رحم  از دفترچه خاطرات يك رئيس جمهور
Previous Previous
 
Next Next
New Post 6/12/2008 11:59 ق.ظ
User is offline چرک دهانه رحم
92 posts
داره بالغ میشه




از دفترچه خاطرات يك رئيس جمهور 

رئيس جمهور اعلام كرد كه "شخصا" در مورد مساله گراني مسكن وارد مي شود. 



از دفترچه خاطرات يك رئيس جمهور:
امروز ساعت 5 صبح از خواب بلند شدم. بعد از نماز و ورزش و صبحانه و دعا براي نابودي مافيا، وزير مسكن را احضار كردم. بيست دقيقه بعد در حاليكه هنوز خميازه مي كشيد در دفتر حاضر شد. سلام و عرض ارادت كرد. شخصا به او دستور دادم كه مسكن را ارزان كند. هاج و واج من را نگاه كرد و بعد پرسيد چطوري؟ گفتم من اين حرفها حاليم نيست، يا تا پس فردا مسكن را ارزان مي كني يا مي فرستمت وردست وزراي اخراجي قبلي. خيلي گريه و زاري كرد كه زن و بچه دارد و اگر بيكار شود شرمنده آنها مي شود. دلم سوخت. گفتم بچه هاي دفتر بيايند ببرند يك آبي به دست و صورتش بزنند تا بعدا تكليفش را روشن كنم. 

بعد گفتم وزير اقتصاد بيايد. دو سه دقيقه اي حاضر شد. فكر كنم ناقلا همان اطراف پرسه مي زند كه اينقدر زود به خدمت مي رسد. دوتا ساك نقل و نبات و باقلوا و خرما و گز و كلوچه و قاووت و اين چيزها آورده بود. شخصا عصباني شدم و گفتم اينها چيست؟ ترسان و لرزان گفت سوغاتي است. گفتم اگر اينطور است اشكالي ندارد، بدهد به بچه هاي دفتر. بعد گفتم برود مسكن را ارزان كند. فوري اطاعت كرد اما گفت تازه وارد است و هنوز به چم و خم وزارت آشنا نيست، اگر اشكالي ندارد يه مدتي بهش فرصت بدهم. گفتم چقدر؟ گفت دوسال. آنچنان عصباني شدم كه خودش از پنجره پريد بيرون! 

به بچه هاي دفتر گفتم وزير بازرگاني را احضار كنند. گفتند اتفاقا همينجا بست نشسته است. معلوم شد از ترس مجلس به ما پناه آورده! خوشم آمد. گريه كنان آمد تو كه تورا به خدا نگذاريد من را استيضاح كنند. شخصا گفتم نترس در اماني. گل از گلش شكفت. خيلي اظهار ارادت كرد و گفت تا آخر عمر هركاري كه از دستش بربيايد برايم مي كند. گفتم وظيفه ات همينه! حالا برو مسكن را ارزان كن. گفت چشم الساعه! بعد همانجا با موبايلش زنگ زد به رئيس گمرك و گفت تعرفه واردات مسكن را صفر كند!

گفتم آهاي چكار مي كني؟ گفت: جسارتا مثل گوشي موبايل كه طبق دستورتان اول با افزايش تعرفه واردات گران كرديم و بعد با كاهش تعرفه واردات ارزانش كرديم، مسكن را هم ارزان كرديم! 

ديدم بنده خدا توي باغ نيست. مرخصش كردم كه برود. بعد گفتم كه بگويند وزير اطلاعات بيايد. آمد. شخصا به او گفتم زود مسكن را ارزان كن. گفت تا كي؟ گفتم تا فردا. گفت چشم. همين امشب يك مصاحبه تلويزيوني مي كنم و مي گويم كه مافيا در قضيه گراني مسكن دست دارند و به زودي آنها را افشا مي كنيم. گفتم خب بعدش چي؟ گفت هيچي ديگر. كار ديگري كه از ما برنمي آيد. گفتم من روزي ده بار اين ماجراي مافيا را مي گويم، اگر فايده داشت كه تاحالا نشان داده بود. يك فكر جديدي بكن. فكر كرد و با خوشحالي گفت: مي خواهيد به جاي مافيا بگوييم گانگسترها پشت پرده گراني مسكن اند؟!
خواهش كردم برود! رفت

بعد گفتم وزير كشور را احضار كنند. گفتند گفته كار دارم. گفتم بگوييد من كارش دارم. گفتند گفته هر كي با من كار دارد بيايد خيابان فاطمي. خيلي عصباني شدم و شخصا با بچه هاي دفتر يك جلسه سه ساعته براي اتخاذ تاكتيك مناسب در مقابل معضل وزير كشور گذاشتيم.

بعد از ظهر براي مبارزه با گراني مسكن، شخصا وارد شدم. از بنگاه مسكن سركوچه مان شروع كردم و گفتم مسكن را ارزان كند. بنده خدا از ديدن من زبانش بند آمده بود. خيلي ذوق زده بود و بعد از انداختن چند عكس و توصيه براي اشتغال چند تا از فاميل هايش، با خجالت و حجب و حياي فراوان گفت كه كاره اي نيست و مجبور است هر ملكي را به همان قيمتي كه فروشنده تعيين مي كند بفروشد. فكر كنم راست مي گفت. حيف شد. از فردا مجبورم شخصا به در خانه ها بروم و از مالكين آنها بخواهم كه مسكن هايشان را ارزان كنند.
 

 

 

 
New Post 9/29/2008 01:19 ب.ظ
User is offline کس خل کسخلیان
145 posts
اوف




Re: از دفترچه خاطرات يك رئيس جمهور 

پس بیا اینم ادامشو ببین

سوره محمود
بنام آنکه محمود را اين ريختی آفريد
(1) و در آن نشانه هایی است که همه باید بدانند
(2) و تو چه میدانی که ما محمود را برای چه آفریدیم
(3) و بهتر است بدانی و شما از ضرر کنندگانید
(4) و خدا چشمها و گوشهای شما را بسته نگه داشت تا وقتی محمود انتخاب شد
(5) و عقل نداشتید و دیگر دور است خوبی ها از شما و بدرستی که شما از بیچارگانید
(6) و خدا روز را بر شما شب و شب را تاریک و سرد کرد تا مگر بفهمید که هرگز نمی فهمید
(7) و بدرستی که شما پند نگرفتید از محمود و از پیشیان محمود که انتخاب کردید و خود را در آتش سوزان انداختید (8)
و محمود قحطی بی آبی وبا و نکبت را برای شما آورد که اینست هدیه او و پیشینیان از او اگر بدانید
(9) و شما نیستید از درست شوندگان پس داخل شوید به جهنم بعداز آنکه تمام شدن کارتان در این دنیا
(10) و محمود چه فریبنده مکارانه کار کردی فریبنده ای مکارانه

شیخ بزرگ شهر کس شعر آباد
 
Previous Previous
 
Next Next
  کیر غزل آباد  کیر غزل آباد  ترشحات رحم  از دفترچه خاطرات يك رئيس جمهور
     
اتحادیه   چاپ   
   کاسه گدایی ببندش  
 

قربونت برم من که میخوای کمک کنی

     
  
Inspired by Nina